السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
306
تفسير الميزان ( فارسي )
مسرتآور است ، اينك در اين فصل از آيات همان مطالب را به طور مفصل شرح مىدهد و مىفرمايد : مردم دو دستهاند : يك دسته تائبين هستند كه همواره به سوى خدا رجوع دارند و در برابر او تسليمند ، و ايشان كسانىاند كه اعمال نيكترشان قبول مىشود ، و از گناهانشان در مىگذرند ، و جزو اصحاب جنتند . دسته ديگر خاسران و زيانكارانند كه همان سرنوشتى كه امتهاى گذشته از جن و انس بدان گرفتار شدند در باره اينان نيز حتمى شده . آن گاه طائفه اول را به كسى مثل زده كه ايمان به خدا دارد و تسليم او و نيكوكار به والدين خويش است و همواره از خدا مىخواهد تا شكر بر نعمتهايش را به او الهام كند ، نعمتهايى كه به خودش داده ، و نعمتهايى كه به پدر و مادرش ارزانى داشته ، و نيز مىخواهد كه عمل صالح و اصلاح ذريه اش را به وى الهام كند . و طائفه دوم را به كسى مثل زده كه عاق پدر و مادرش باشد ، وقتى او را به سوى ايمان به خدا و روز جزاء مىخوانند مىگويد : اين حرفها جزو خرافات كهنه و قديمى است ، و به اين اكتفاء نموده پدر و مادر را تهديد مىكند كه ديگر از اين حرفها نزنند . * ( « وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً . . . » ) * كلمه « وصيت » به طورى كه راغب گفته به معناى آن است كه به ديگرى پيشنهاد كنى كه فلان كار را بكند ، و اين پيشنهاد توأم با موعظه و خيرخواهى باشد « 1 » . و كلمه « توصيه » بر وزن تفعيل و از ماده وصيت است ، و در قرآن آمده : « وَوَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيه » « 2 » پس مىتوان گفت مفعول دوم اين كلمه كه با حرف « باء » مفعولش مىشود ، از قبيل اعمال است ( چون هميشه انسان ، ديگرى را توصيه مىكند كه عملى را انجام دهد ) ، در نتيجه توصيه خدا به والدين ، توصيه فرزندان است به عملى كه مربوط به والدين باشد كه عبارت است از احسان به آنان . و بنا بر اين بيان ، تقدير كلام « و وصينا الانسان بوالديه أن يحسن اليهما احسانا » مىباشد ، يعنى ما سفارش كرديم انسان را به پدر و مادرش كه به آن دو احسان كند به هر مقدار كه باشد و بتواند . مفسرين در اعراب كلمه « احسانا » اقوالى ديگر دارند . بعضى « 3 » گفتهاند : كلمه مذكور مفعول مطلق است اما بر اين اساس كه كلمه « وصينا » متضمن معناى « احسنا » باشد ، و تقدير كلام « وصينا الانسان محسنين اليهما احسانا » است . و بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : كلمه مذكور صفت است براى مصدرى كه حذف شده ، البته با مضافى كه در تقدير است ، و تقدير كلام
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « وصى » . ( 2 ) سوره بقره ، آيه 132 . ( 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 17 .